خطي از آن در دست است.
2. نسخهٴ خطي ديگبي 172 (حدود 1150 ـ 1200). فهرست واژههاي انگليسي ـ فرانسه ـ انگليسي.
3. نسخهٴ خطي استو 57 (حدود 12000) معادلهاي فرانسه و انگليسي نامهاي لاتيني جانوران.
4. نسخهٴ هاروي 978 (حدود 1265). معادلهاي فرانسه و انگليسي نامهاي گياهان.
5. واژگان كمبريج ـ آروندِل. دو نسخهٴ خطي از ربع اول سدهٴ چهاردهم، فهرست لغات انگليسي ـ فرانسه.
6. واژگان E E كمبريج. واژههاي فرانسه ـ انگليسي به ترتيب موضوعات اعضاي بدن، اثاث خانه، باد و توفان و غيره در 888 بيت.1
كتاب واژگاني كه توماس رايت منتشر كرده (ليورپول 1875) شامل تعدادي واژهنامههاي فرانسه و يك شعر تعليمي فرانسه است (صص 142 ـ 174) بهنام
آموزش از والتر دوبايبلزورث براي بانو ديونيزيا دو مونچنسي، متوفا در 1313. هدف كتاب آموزش
والتر آن بود كه خوانندگان باهوش خود را با مقدار زيادي واژههاي فرانسهٴ متناسب با نيازهايشان آشنا سازد.
9. انگليسي
انگليسي، علاوه بر اينكه در زمينهٴ مقاصد عالي تحتالشعاع فرانسه و لاتيني بود، لهجههاي رقيب نيز از پيشرفتش جلوگيري ميكردند. سه لهجه در راه كسب برتري به رقابت پرداخته بودند. لهجهٴ جنوبي (جنوب رود تِيمز)، لهجهٴ شمالي و لهجهٴ ميانه (حوالي لندن). اين آخري سرانجام برنده شد، بخشي بدان سبب كه در پايتخت بهكار ميرفت (مانند لهجهٴ ايل دوفرانس كه بر ساير لهجههاي زبان شمالي چيره شد) و بخشي هم بهخاطر نبوغ ادبي چاسر و ويكليف.
ولي نبايد پيشگويي كنيم.
در زمان هيگدن وضع زبان انگليسي تاحدي بد بود، ولي در اواسط قرن رو به بهبود نهاد.
انگليسي براي مقاصد علمي كمتر بهكار ميرفت. رسالهاي در هندسه در دست است كه ممكن است متعلق به بعد از سال 1350 باشد و بسيار مختصر است. خوشبختانه احساس ميشد كه فداكاري و اخلاق منحصر به نجبا نيست و لازم بود مردم عادي هم آنها را فرا گيرند؛ از اين رو، يك رشته آثار تعليمي بسيار جالب داريم. اول از همه رابرت منينگ در كتاب كارهاي خطا
رسالهاي دربارهٴ گناهان را از روي يك متن فرانسوي ترجمه كرد كه در سدهٴ پيشين انگليسي